پیراهن
به نقل از یکی از دوستان:
شب بود و شوهرم مشغول درس خوندن با لبتاپش بود..
از بیکاری رفتم سراغ کمد لباس ها تا یک پیراهن واسش اتو کنم ..
هر کدومو دیدم خوشم نیومد، در واقع واسم تکراری شده بودن..راستش حالم از همه شون بهم میخورد..
خیلی وقت بود واسش جدید نخریده بودیم..
آخرین بار تو خیابون یه پیراهم دیدم، خیلی به دلم نشست. ازش خاستم بیاد ببینه و اگه خوشش اومد بخریم/..
که گفت خوشش نیومده..
گرچه من مطمینم دروغ گفت..
|postell.blog.ir|
خیلی حس بدی ه..از خودم بدم میاد وقتی می بینم در هر شرایطی واسه من میخره همه چی اما واسه خودش نه..احساس می کنم به خاطر من فدا شده و دیگه خودشو فراموش کرده..
من این حس رو دوست ندارم.. اینکه این همه جان فشانی کنه..
من دوست دارم واسش خرید کنم...می دونم که اینو می دونه..
من عاشق اینم که واسه همسرم لباس بخرم..
خدایا...
کمک کن بزودی بتونم واسه همسرم پیراهن بخرم...
- ۹۵/۰۴/۳۱
- ۳۴۳ نمایش