افت و خیز هیجان
سلام
هر از کاهی دچار نوسان در احساسات میشم...
بعد از یکی ماه ارامش نسبی دوباره دارم همینطوری میشم...
خسته م از این حالت.. نمیدونم چه مرضی ست..
احساس میکنم شوهرم منو مث یک ربات کنترل میکنه.. اخیرا با یکی از دوستانش که دختره و متاهل میخایم کاری انجام بدیم... فکر میکنم این مساله بیشتر مردد م کرده و باعث تشویش ذهنم شده...
بد بینی و خوابهای پریشان
نمیدونم چ ه کنم با این ذهن پُر........
یه چیزی که عذابم میده اینه که خاهرام و بفیه هر پیامی یا زنگی که میزنن شوهرم گیر میده بگو دقیقا چی گفتن..
بخدا بارها قسمم دادن مسایل شون رو نگم به شوهرم...اما گیر میده و من اسرار اونا رو میگم
میخام بگم خاهرام دیگه بهم اتماد نکنن..من لیافتشو ندارم..
من هیچ حریمی ندارم که شوهرم نباشه توش..
نمیدونم چقد تحمل دارم...
موندم..دوباره افکار بد و منفی اومده سراغم و لحظه ی رهام نمیکنه..
نمیتونم از گذشته بیرون بیام..با مشکلات کناربیام...همه ش فکر میکنم در حقم کوتاهی شده...
خیلی داغونم
تحمل تنهایی ندارم ...خیلی به شوهرم وابستگی دارم و این از حد گذشته....
خیلی ادم بیخودی ام
- ۰ نظر
- ۰۷ آذر ۹۵ ، ۲۱:۲۷
- ۱۰۵ نمایش