خیلی بده...
سلام
خیلی کسل ام..
دیگه حس منت کشی ندارم...حس ازخودگذشتگی و سربزیر موندن و اطاعت های بی چون و چرا...
دلم هوای تازه میخاد...دوست دارم خودم باشم...
یکم رژ بزنم...لاک بزنم... لاک هام خشک شده...من بامید سالهای بعدم که بتونم خودم باشم اما اونموقع جوونی نیست.... حس این کارا نیست یا اگرم باشه شکلش فرق میکنه...
دوس دارم یکم تنهایی زندگی کنم... برم پیش دوستام
مطمینم همسرم بخونه کلی حرف درمیاره و میاد میگه خب برو... راحت باشوو مدیونی به زور وایسیووو
هه
بااینکه نمیخام رو دوش خانوادم باشم اما باور کنین گاهی به سرم میزنه همه رو ول کنم برم یه جایی که هیچکیو نشناسم و یکم نفس بکشم...
گذشته م سوخت با همکاری چند نفر از نزدیکان...
الانم هم داره میسوزه بدست خودم و بعد.......
کاش نبودم...کاش یکی دیگه بودم....خیلیا هستن که دوس دارم کاش جاشون بودم...درحالیکه شاید اونام دوس دارن من باشن...................
نمیدونم...
من خیلی معذبم تو زندگیم
..........
- ۹۵/۰۹/۰۸
- ۱۱۱ نمایش