انتقال تجربه، هدیه ای جاودانه

هرکدام از ما یک مشاوریم .. تخصصمان در "زندگی" است..

انتقال تجربه، هدیه ای جاودانه

هرکدام از ما یک مشاوریم .. تخصصمان در "زندگی" است..

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۹ بهمن ۹۵، ۱۳:۲۰ - شاید فردایی نباشه...
    :)

سلام

امشب حنابندن  دختر عمه م هست در شهرخودم که دوساعت بااینجا فاصله داره و..فردا شب هم عروسیش..

و من خیلیییییییییییی دلم میخاد امشب برم ..

دلم واسه یه خوش گذرونی حسابی تنگ شده//

از شوهرم خاستم بریم اما گفت نه.. و منم دیگه اصرار نکردم چون بهش قول دادم ..

اما خیلیییی دللم اونوره................

|postell.blog.ir|

 فعلن

  • Salimolive

سلامبعد اون شب که پیشنهاد بچه دار شدن ما تصویب شد، مطالعاتمون بیشتر شد.هر دو..در خصوص قبل و بعد و همه چی..

از همسرم واسه جنسیت بچه پرسیدم...بعد کلی اصرار گفت پسر باشه بهتره..

درسته جوابمو داد، اما یک دلشوره عجیبی افتاد تو دلم که اگه دختر شه چی میشه؟؟؟

واسه همین رو اوردم به رژیم های غذایی که تاثیرگذارند..

بنظر شما جنسیت مهم ه؟چرا؟ و کدومو ترجیح میدین؟


|postell.blog.ir|


فعلن

  • Salimolive

ازدواج

۱۶
مرداد

سلام به همه

چند روزی نبودم

خاهر کوچکم هم عروس شد..

و لحظه عقدش من گریه م گرفتوو..

واسه ش کلی ارزوهای قشنگ دارم.. از خدا میخام همه رو عاقبت به خیر کنه...

بازم میام

فعلن

  • Salimolive

سلام یه دنیاااااااااااا

خیلی خوشحالم. 

دو تا خبر خووووووووب

یکی اینکه 99% خاهر گل من بار دار ههههههههههههههههههههههههههههه... هورااااااااااااااااا

خداجونم خیلی خوشحالم که این هدیه رو بهشون دادی...بهترینی خداااااااا

دوم اینکه امروز بعد از سالها تصمیمم رو عملی کردم و رفتم و ابرو هامو هاشور زدم...خیلیی خوب شد..کلی اعتماد بنفس گرفتم و روحیه...

از همسر مهربانم کمال تشکر را دارم که در همه حال، حواسش به خانومش و دلخوشیاش هست.


|postell.blog.ir|

توصیه ای به آقایان:

هر موردی که به زیبایی و آرایش بهتر ظاهر همسرتان کمک کند، بی شک در روحیه وی و شادابی زندگی شما تاثیر بسزایی خاهد داشت..

" زن بودن " زنتان را بفهمید


فعلن

  • Salimolive

موتور..

۱۰
مرداد

سلام

امروز همسرم موتور خرید.. خیلی خوشحالم چون دوس داره و کارش راه میفته اما از زمانی که یادم میاد از موتور وحشت داشتم..


امروز ازم خاست برم باهاش و منم با رودرباسی قبول کردم.. در زمان حرکت، من خیلی استرس داشتم و همه ش بهش می گفتم اروم برو ...دیوونه ش کردم اما اون همه ش می گفت چشم...

هر بار که از خونه بره تا برگرده من 1000000 بار می میرم و زنده می شم

|postell.blog.ir|

 دعا می کنم زودتر بتونیم اولین ماشین زندگیمون رو بخریم تا این کابوس تموم شه..



فعلن

  • Salimolive

صبر و سحر

۰۹
مرداد

گاهی فکر میکنی خیلی خوب داری پیش میری و خیلی رعایت میکنی و خیلی خوبی......

اما میفهمی از دید اون شخص نیستی...و خیلی هم ضعیف بودی..

سختیش اینه که نمیتونی ثابت کنی چون میدونی حرفتو نمیفهمه...

|postell.blog.ir|

اینجا دقیقا همون جایی است که من از خدا طلب صببببببببر مبکنم...که بهم توان بده تا در ادامه بیششتر بتونم خوب باشم و بیشتر هم بتونم اثبات کنم ..

 چون واسم مهمه اون یه نفر............

اون یه نفرِ من...

باهاتم...

امیدوارم منو و قلبمو بفهمی...

  • Salimolive

ارام ترم..

۰۵
مرداد

سلام 

بخاطر تاخیر عذرخاهم..

اونروز با اون روحیه .. شبش اوضاع بهتر شد..

باید قبول کرد که تغییرات همیشه باید باشه...هرچه بیشتر تغییر کنی، عمیق تر میشی..آرامتر میشی..و محکم تر..

باید به کسی که دوسش داری  ببازی.

|postell.blog.ir|

زندگی جنگ است جانا

بهر جنگ آماده شو


همون شب تصمیم گرفتم و به همسرم پیشنهاد دادم 

واسه بچه دارشدن..واسه اوردن کسی از خون خودت...

نمیدونین به هردو چقد دلگرمی داد...

باتمام مشکلات و نبود های بعضی چیزها، تصمیمم جدی است...

انگار کامل میشم وقتی مادر میشم...

دعام کنید


  • Salimolive

خسته ام

۰۳
مرداد
فکرشم نمیکردم یه روز ببرم
..
خیلی سخته گذشتن ااز دوست داشتن...خصوصا وقتی دست خودت نباشه...هر روز تکرار اتفاقات بد..چیزای بد..
دنیا بی رحم ه...عشق معنی نداره...
عشق تو قصه هاست

تو دلم دوست داشتنن مرده..
مرگ رو تجربه کردم..
نمیدونم جنگیدن نتیجه داره یا باید رها کرد؟.........
از هر دو راه  بیزارم..
دوست دارمم بخابم و پا نشم

دعا کنید واسم
  • Salimolive

پیراهن

۳۱
تیر

به نقل از یکی از دوستان:



شب بود و شوهرم مشغول درس خوندن  با لبتاپش بود..

از بیکاری رفتم سراغ کمد لباس ها تا یک پیراهن واسش اتو کنم ..

هر کدومو دیدم خوشم نیومد، در واقع واسم تکراری شده بودن..راستش حالم از همه شون بهم میخورد..

خیلی وقت بود واسش جدید نخریده بودیم..

آخرین بار تو خیابون یه پیراهم دیدم، خیلی به دلم نشست. ازش خاستم بیاد ببینه و اگه خوشش اومد بخریم/..

که گفت خوشش نیومده..

گرچه من مطمینم دروغ گفت..

|postell.blog.ir|

خیلی حس بدی ه..از خودم بدم میاد وقتی می بینم در هر شرایطی واسه من میخره همه چی اما واسه خودش نه..احساس می کنم به خاطر من فدا شده و دیگه خودشو فراموش کرده..

من این حس رو دوست ندارم.. اینکه این همه جان فشانی کنه..

من دوست دارم واسش خرید کنم...می دونم که اینو می دونه..

من عاشق اینم که واسه همسرم لباس بخرم..

 خدایا...

کمک کن بزودی بتونم واسه همسرم پیراهن بخرم...


  • Salimolive

سلام دوستان خوبم

 دارم درباره دیدن کردن از جهیزیه فکر میکنم.. فکر می کنم  در بیشتر جا ها رسم هست شب عروسی بعد خوردن شام و رقص و شادی، عروس خانوم که سوار میشه بره خونه بخت، دیگران هم دنبالش می رن تا باصطلاح همراهی ش کنن و عروس کشون بشه..

|postell.blog.ir|

اما دریغا که به همینجا ختم نمی شه...

خانمهای حاضر در صحنه تا تو خونه عروس می رن و پیگیر ماجرا هستن..

تخت و کمد و فرش و...

داخل یخچال و کمد و ...

بابا شاید یه چیز خصوصی اون جا هست


من موندم این چه رسمی ه و از کجا شروع شده...

بدترین فرهنگ ها ست..

باور کنید همین باعث ایجاد کلی چشم و هم چشمی می شه  .. طرف نداره اما به هزار قرض و وام همه چیز رو و بهترین برند ها رو واسه بچه ش جور می کنه تا نگن کم بود..

تازه بعدشب عروسی که همه اساتید می رن دنبال موضوعات و مناسبت های دیگه.. عروس و داماد بیچاره و والدینشون باید تا مدت های مدید جور این قضیه رو بکشن..

کمی تامل....

  • Salimolive